معماری

پژوهشی در عناوین تاریخی محلات شهر اهر

پژوهشی در عناوین تاریخی محلات  شهر اهر
دکتر هوشنگ عطاپور

ah2522

خلاصه
اهر از شهرهای قدیمی آذربایجان است که در سایه ی همین قدمت ، ذخایری از عناصر متنوع هویتی این خطه ی دیرسال را ، در قلب خود نهفته دارد. بخشی از این عناصر فرهنگی ، عناوین و اسامی جغرافیایی هستند که در جای – جای شهر اهر به چشم می خورند  و شایسته است که این عناوین ارزشمند ، طی فرایند پژوهش تاریخی جمع آوری و مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرند.
از نظر پژوهش های تاریخی ، اسامی جغرافیایی ردپاهای معتبری از روند جریان تاریخ ، در اعصار گذشته هستند و می توان آنها را «کلید واژه های» کتاب تاریخ خواند که در صورت تدقیق و بررسی ، می توانند به حل معماهای تاریخی کمک کنند. شهرها ، جامع این اسامی تاریخی در برچسب های محلات ، کوچه ها ، قنات ها ، کاروانسراها، مساجد ، و … هستند. اهر نیز در قامت شهری تاریخی و به عنوان هدف پژوهش ما ، از حیث اسامی تاریخی محلات و محتوای آنها مورد مطالعه قرار گرفت و یافته های ارزشمندی از نظر پراکندگی عناوین ، تنوع و غنای فرهنگی ِتاریخی به دست آمد. نقطه ی قوت این پژوهش ، دست یابی به اطلاعات ارزشمندی بود که اگر به امر تحقیق با تاخیر اقدام می شد ، می توانست به نسیان و زوال منابع تحقیق و داده های پژوهش منجر شود.در این پژوهش بسیاری از عناوین درون شهر تاریخی اهر بررسی و احصاء گردید و با مکان یابی و تعیین حدود تاریخی تطبیق جغرافیایی  میسر شد و راه را برای تحقیقات بیشتر در این حوزه باز نمود. مهمترین بخش تحقیق ، فراهم آیی پیشنهادات عملی برای برنامه ریزان و مسوولین شهری جهت پاسداشت هویت تاریخی بافت قدیمی و کهن سال اهر است .
پژوهش حاضر ، تحقیقی توصیفی – میدانی است که با استفاده از ابزار مصاحبه  با منابع مورد وثوق و معتبر  ، داده ها و اطلاعات جمع آوری و با منابع مختلف مکتوب تطبیق داده شد تا از روایی داده ها اطمینان حاصل گردد. هدف اصلی پژوهش ثبت و ضبط اطلاعاتی بوده که دارای ارزش تاریخی محلی و در آستانه ی نابودی و فراموشی بودند.
مقدمه
«شهر»ها ، هویت مستقل تاریخی هستند که در گذر زمان ، بخش عمده ای از تاریخ و دانش شفاهی ر ا ،  در حافظه ی خود ثبت کرده اند. «تاریخ شفاهی» و آن هم به شکل ِحافظه ای با محتوای هویت ساکنان آن شهر ، در معرض آسیب فراموشی خواهد بود ؛ اگر ثبت و ضبط نشود.
زندگی مدرن و تحولات بعد از عصر انقلاب صنعتی ، شهرهای تاریخی را به زور چرخ های فولادین صنعت ، به سکونتگاه های مدرن تبدیل نمود و جای سنگ های حجاری شده ی هنرمندانه تراشیده را ، آهن ،  فولاد و شیروانی گرفت و در زیر همین لایه های غمبار فولاد ، تاریخ و هویت شهرهای باستانی مدفون شده و می شوند .در سایه ی همین انقلاب عظیم اجتماعی- اقتصادی ، روستاها و فرهنگ مبتنی بر تولید کشاورزی ،  به نفع شهر ها عقب نشینی می کنند و از صفحه ی جغرافیا و روزگار حذف می شوند و بافت های تاریخی شهرها که روزگاری ارتباط ناگسستنی با روستاها و تولید اقتصادی آنها داشتند ؛ در زیر سایه ی سنگین خیابان ها ، بزرگراه ها ، آزادراه ها و برج ها دفن می شوند و تنها یادی ازآنها به شکل عناوین تاریخی و آن هم در صورتی که شهردار محترمش ذوق تاریخی داشته باشد ؛ در اذهان قدیمی های شهر باقی می ماند.
«عناوین تاریخی» روستایی ، سریعاً از بین می روند ؛ چون در حافظه ی تعداد محدودی از کهنسالان در حال انقراض زندگی می کنند و نسل های جدید که مجهز به فن آوری های نو هستند ؛ چندان تمایلی به حفظ یادگارهای تاریخی پیشینیان، از خود نشان نمی دهند و مسوولان فرهنگی شهر و بویژه شورای فرهنگ عمومی هم تلاشی برای ترسیم نقشه ی عناوین تاریخی روستاها و شهرها از خود نشان نمی دهند. شاید فقط من و چند نفر علاقمند به تاریخ می داند که «قوردلو قیه» در کجاست و «علیرضا کندی» و «ممدآباد» روزگاری روستاهایی در حومه ی شهر اهر و “روستای کوسالار” بودند.
در گذشته ، محلات نقش بنیادین در هویت بخشی به ساکنان هر شهر ایفا می نمودند. حتی در برخی شهرهای بزرگ چون تبریز، هر محله دروازه و کدخدا و ریش سفید خاص خود را داشته است . در نشانی های شهری ، محلات به دقت آورده می شدند و تا مدت ها هویت خود را حفظ کرده بوند. اما اکنون خیابان ها ،  بلوارها ،  برج ها و آپارتمان ها محلات تاریخی را شخم زده اند و هم “حدود تاریخی” و هم” نام و عنوان کهن” آنها را از بین برده اند و به قول معروف “تیشه بر ریشه ی آنها زده اند”.
حذف حدود و اسامی گذشته ی محلات و عناوین تاریخی ِجغرافیایی ، تهدیدی جدی برای هویت تاریخی مناطق مختلف شهری و روستایی به شمار می رود  که می بایست کاری کرد. پژوهش حاضر با همین هدف ، کوشیده است که گامی هر چند کوچک و ابتدایی ،  در راستای حفظ عناوین تاریخی شهر اهر بردارد.

متدولوژی
تک نگاری- مونوگرافی- شیوه ی مألوف در پژوهش های جغرافیای ِتاریخی است. هر قدر دامنه و حوزه ی تحقیق محدودتر باشد ، پرداختن به جزئیات ِبیشتر ، برای محقق امکان پذیر می شود. در پژوهش حاضر ، ضمن استفاده از متولوژی  علمی” تک نگاری” ، از روش مطالعه ی کتابخانه ای احتراز گردید و صرفاً به «مطالعه ی میدانی» و «مصاحبه با افراد معمر شهر اهر» و به قول معروف” اهری های قدیمی” که ارتباط شفاهی ، حداقل با یک نسل گذشته از تاریخ اهر داشته و خود نیز بالای 75 سال سن دارند ؛ اکتفا شد تا منابع “روایی و صحت پژوهش” از تصویربرداری متون کتبی،  به نقل قول مستقیم از کودکان 100 -150 سال پیش شهرمان ، بسط پیدا بکند.  چنین رویکردی هم ابزار  تحقیق را که” مصاحبه و گفتگو ی رو در رو و آشنا با منابع تحقیق” است ؛ اعتبار می بخشد و هم موجب ناب و خالص بودن ؛ پژوهش می شود.
جا دارد از «آقای علیرضا خجسته» که زحمت مصاحبه ،  شناسایی و معرفی منابع ناب تاریخی را جهت انجام گفتگوی شفاهی متحمل شدند ، صمیمانه تشکر و قدردانی نماییم.

اهر
“اهر” ، ” واروی”  ، ” میمند” … و دیگر اسامی تاریخی ؛  مرکز حاکم نشین ولایت قراجه داغ و مضافات ِ عصر قاجار ، و مرکز شهرستان اهر کنونی،  از شهرهای کهن آذربایجان است که در شمال استان آذربایجان شرقی واقع است. این شهر قبل از اسلام به « میمد » مشهور بوده‌است. بعد از ظهور اسلام به نام «اهر» خوانده شده‌است. اهر، در زبان عربی به معنای “گیاه زبان گنجشک” است (فرهنگ فارسی معین).
شهرستان اهر از شمال به کلیبر، از شرق به مشکین‌شهر و مغان، از جنوب به هریس و از مغرب به ورزقان محدود است و معادل ۲۹۷۳٫۹۳ کیلومتر مربع وسعت دارد. این شهرستان در ارتفاع ۱۳۴۱ متر از سطح دریا و در ۸۹ کیلومتری شمال شرقی تبریز و ۷۶۵ کیلومتری شمال غربی تهران واقع گردیده‌است.
این شهر از غنی ترین منابع تاریخی و جغرافیایی ایران است که تاکنون کمتر موضوع مطالعات باستانشناسی بوده است ؛ ولی اگر پژوهش هایی برنامه ریزی و اجرا شود ؛ بدون اغراق در وجب – وجب خاکش ، می توان آثار صدها نسل تمدن را یافت.
انشاءا… در آینده ی نزدیک ،  این پژوهش های بنیادین ، برنامه ریزی و اجرا شوند.

محلات تاریخی اهر
«شهر اهر» ،  از گذشته های نه چندان دور،  به سه محله ی اصلی تقسیم شده بود که هر کدام از این محله ها ، خود دارای  خُرده محله ها ،  کوچه های فرعی و تجاری بودند. هر سه محله مسکونی بوده و درحد فاصل آنها باغات انبوهی وجود داشته است. آب شهر از چند قنات تامین می شده که درمحله های مختلف شهر قرار داشتند. امروزه تقریباً همه آنها ازبین رفته است.
محله های سه گانه ی تاریخی اهر عبارت بودند از:
• محله ی نخجوانلو
• محله ی باغبان
• محله ی ساداتلو
الف) محله ی نخجوانلو
این محله ،  در مجاورت ضلع(ساحل) غربی رودخانه ی فصلی اهر به نام «کیچیک چای» که در جهت شمالی جنوبی جاری بوده  و به رودخانه ی «اهرچایی» می ریزد ؛ واقع بوده است.
شاید وجه تسمیه ی آن ، سکونت مردمانی از اهالی ولایت نخجوان در آذربایجان قفقاز باشد  که  در ایام جنگ های ایران و روس و انعقاد قرارداد ننگین ترکمنچای به این نواحی مهاجرت و در آن محله ساکن شده باشند- که چندان هم بعید نمی  نماید – و بودند اهری هایی که نام خانوادگی نخجوانی داشته و دارند.
«محله ی نخجوانلو» از اصلی ترین محلات  و در عین حال پر رونق ترین مرکز تجاری اهر بوده است و هنوز هم ارزش تجاری و رونق اقتصادی پیشین خود را حفظ نموده است.
در «محله ی نخجوانلو» ،  بازاری وجود دارد که هم قدمت با تاریخچه ی اهر می باشد و از قدیم الایام به نام بازار «اوچ دوکانلار»(سه دکان ها) مشهوربوده است. در میان عامه ی مردم ، چنین معروف است که در این محل ، در ابتدا فقط سه مغازه ی- «دکان» – یا به اصطلاح «سه دکه» بنا شده بوده است که بعدها توسعه یافته و به بازار بزرگ و وسیعی تبدیل می گردد . هم اکنون نیز بازار فوق از مراکز تجاری فعال و پر رونق اقتصادی اهر می باشد.  البته علت توسعه و رونق اقتصادی این محل ، تردد و رفت و آمد عشایر و مردم روستاهای “قره داغ “جهت داد و ستد و تبادلات اقتصادی بوده است که هنوز هم این جریان اقتصادی حضور دارد. موقعیت فعلی بازار «اوچ دوکانلار» در ضلع غربی «کیچیک چای» در حد فاصل دو پل مستقر روی «کیچیک چای» می باشد. در گذشته ، ساحل های طرفین «کیچیک چای» به نام شاعر شهیر قره داغی ، حکیم لعلی ، به نام «لعلی شرقی»  و «لعلی غربی» موسوم بود.
در محدوده ی بازار «اوچ دوکانلار» ، چندین “کاروانسرا” وجود داشته است که معروفترین آنها ، کاروانسرای «قیزیل دیش»(دندان طلا) و کاروانسرای «جباری» می باشد که این دو کاروانسرا ، در مرکزیت  بازار «اوچ دوکانلار» واقع بودند. کاروانسرای دیگری هم در محله ی «آق مچید»( مسجد سفید) بود که تقریباً همه آنها از بین رفته اند و یا تبدیل به مکان های تجاری به سبک امروزی شده اند.
کاروانسرای «قیزیل دیش» به خاطر دندان های طلای صاحبش ، به این نام مشهور شده بود. در زیر زمین این کاروانسر ا، یک «سردابه» بوده است که به سردابه ی «قیرخ ایاق»(چهل پا) معروف بوده است. برای این نام ، دو وجه تسمیه ذکر کرده اند. برخی ، اختصاص این نام را به خاطر پله های زیاد این سردابه دانسته اند و عده ای دیگر ، وجود حشره ی «هزار پا» را که در این مکان به علت رطوبت و نمناکی به وفور یافت می شد ؛ دلیل شهرت این سردابه به «قیرخ ایاق» ذکر کرده اند. به طوری که می دانید هزار پا در زبان ترکی ، «قیرخ ایاق» نامیده می شود.
نقل است که این سردابه آبی زلال ، خنک و گوارایی داشته است ؛ ولی اکنون به صورت متروکه در آمده است.
در روبروی کاروانسرای «قیزیل دیش» ، کهریزی(قنات) بوده است که چند پله ی سنگی ، پایین تر از سطح زمین بود و آب آن را به وسیله ی قنات از خارج ِشهر و در مسیر رودخانه ی «کیچیک چای» آورده بودند.
قناتی هم در ساحل غربی «کیچیک چای» و چسبیده به ساحل آن ، در میانه ی حد فاصل بین دو پل روی رودخانه ، بود که تا همین اواخر ، خانم های خانه دار در آن رخت و لباس می شستند و اهل کسبه ،  از آب آن برای مصارف مختلف استفاده می کردند. زمان کودکی ، خود آن قنات را دیده بودم که حدود 10-15پله زیر زمین قرار داشت.
لازم به ذکر است که مجموعه ی بازار «اوچ دوکانلار» ، به بازار سرپوشیده ی (اوستو اؤرتولو بازار) عصر صفوی  که در مرکز شهر واقع است ؛ وصل می شد که اکنون خیابانی آن ها را از هم دیگر جداساخته است.
فرق بازار «اوچ دوکانلار» با «اوستو اؤرتولو بازار»  این بود که : در بازار «اوچ دوکانلار» مایحتاج عمومی مردم از قبیل خورد و خوراک ، ابزار و لوازم کار کشاورزی و دامپروری روستائیان و ایلات و سایر لوازم مورد نیاز مردم شهر و روستا برای فروش عرضه می شد ؛ ولی در «اوستو اؤرتولو» بازار معمولاً پوشاک ، پارچه ، کفش ، زیور آلات ، فرش ، جاجیم و … به فروش می رفت که هر کدام از آنها برای خود «راسته بازار» مستقلی داشته و هنوز هم این روال با اندکی تغییر در ترکیب بازار های «اوچ دوکانلار» و «اوستو اؤرتولو» بازار حفظ شده است.
«اوستو اؤرتولو» بازار ، از یک طرف به راسته بازار «آق مچید»(مسجد سفید) و از طرف دیگر هم به محله ی «بالا مچید»(مسجد کوچک) و از سوی دیگر نیز به میدان میوه و تره بار قدیم ، منتهی می شد.
«اوستو اؤرتولو» بازار ، از آثار تاریخی اهر می باشد و در د وره ی صفویه احداث شده است. بازار «سرپوشیده ی اهر» با طاقهای آجری ساخته شده و در زمان «رشید الملک» ، حکمران قراجه داغ ، مرمت و بازسازی شده و دارای راسته بازار نصیربیک ، بازار جعفرقلی خان و بازار کفاشان بوده است. این بنا دارای حمامی نیز بوده که در زمانهای قدیم از بین رفته است و اکنون محوطه ی آن دیده می شود .
«اوستو اؤرتولو بازار» تزئینات‌ بسیار جالب‌ توجهی‌ دارد. در این‌ بازار تمام‌ مغازه‌های‌ طبقه‌ ی دوم‌ باگچبری‌های‌ زیبا از گل‌ و برگ‌ و اسلیمی‌ بسیار درشت‌ تزئین‌ شده‌ اند.
بنای این بازار دارای چندین ورودی با نوشته ی سردر «نصیر بیگ» بوده که تقریباً دست نخورده باقی مانده اند.«اؤستو اؤرتولو بازار» دارای معماری خاصی است. این طرز معماری موجب می شود ، در زمستان محیط بازار گرم و در تابستان خنک باشد. بازار مسگران (مسگرخانه)، بازار کلاه‌دوزان، راسته آهنگران، میدان دواب، میدان تره‌بار از دیگر بخش‌های بازار فوق بوده است که اکنون به جز بازار مسگرخانه ، مابقی از بین رفته اند.
این بازار ، دو بازار «اوچ دوکانلار» و راسته بازار «آق مچید» را به هم وصل می کرد و خودش نیز ، دارای چند راسته می باشد.
از محله های قدیمی نخجوانلو:
محله ی مسجد «ابواسحاق» که در تداول عامه  «بوساخ مچیدی» گفته می شود ؛ از قدیمی ترین محلات شهر محسوب می شود و به نام این مسجد بسیار مشهور تاریخی ، مزین است. موقعیت فعلی این محله ، حد فاصل چای کنار(ساحل شرقی رودخانه) و خیابان شهید آزادی(بهار سابق) می باشد. «خیابان بهار» ، حد شرقی  این محله بود که توسعه ی بعدی شهر اهر در دوران پهلوی،  از این نقطه شروع می شود و به ضلع شرقی جاده ی اهر- کلیبر امتداد می یابد که علیرغم وجود چمن و مرداب های فراوان در آن مناطق ، به «شوراکت» یا همان “شوره زار” معروف بود که از گل رس موجود در” شوراکت(کند)” آجر خشتی درست می کردند.
در محله ی فوق و در پشت مسجد ابواسحاق بازاری به نام «گیروانکا » بوده است که اکنون آثاری از آن بازار،  باقی نمانده است. بازار «گیروانکا» که تلفظ ترکی –  محلی “شیروان شاه” می باشد ؛ محل تولید و داد و ستد “قفل گیروانکا ” بوده است. به طوری که مشهور است ، «شیروان شاه» که در جمهوری آذربایجان واقع است ، محل اصلی تولید این قفل های بسیار محکم و بادوام بود و در بازار «گیروانکا»ی اهر نیز از این نوع قفل ها ، تولید می شده است که همچون دیگر صنایع بومی مورد بی مهری واقع شده و قفل های وارداتی،  این صنعت  ریشه دار را در اهر خفه و از صحنه ی روزگار محو نموده اند!
محله ی «نادر قوجا» که تلفظ «ندر قوجا» هم مصطلح است ، مابین محله «ابواسحاق» و محله ی «دللک آباد»(عادل آباد) و در حدفاصل چای کنار شرقی و خیابان بهار قرار دارد.  نام این محله از اسم دو برادر «نادر» و «قوجا» که در آن محله می زیسته اند؛ گرفته شده بود و امروزه هم به نام محله ی «نعمتی» معروف است.در گذشته اکثر اهالی این محله ،عرابه چی بودند.در تلفظ محلی به عرابه ی که با اسی کشیده می شد ؛ «داشقا» و به شاغلین این حرفه «داشقاچی» می گفتند. آنها افراد زحمت کشی بودند که امور حمل و نقل بار و مصالح ساختمانی و … شهر را انجام می دادند و صاحب اسب های اصیل قوی بودند. در حال حاضر این حرفه نیز منسوخ شده است.
محله ی حمام کوچه سی : در این محله ، حمامی وجود داشته که به نام “حمام آخوندی” معروف بوده است.
محله ی شمیل آباد یا شابل آباد: این محله به نام شخصی از اهالی ، یا به احتمال قوی از بنیان گذاران آن ؛ موسوم بوده است. «شابل آباد» در حد فاصل چای کنار شرقی و «دیزه لیش» که شاید تلفظ ترکی ِ«دیر زرتشت» باشد ؛ واقع است .البته تپه ی «دیر زرتشت» ،  دو قسمت می باشد که توسط یک جاده ی قدیمی از هم جداشده اند و در کنارش قبرستان قدیمی هم وجود دارد.  وجود این دو تپه ، دیر زرتشت و محله های اطراف آن ، حکایت از این دارد که قدمت شهر اهر به قبل از اسلام و زمان زرتشت می رسد(؟). این محله در جنوب محله ی ابواسحاق و مابین جاده ی قدیم اهر- مشکین شهر و ضلع شرقی کیچیک چای واقع و تا باغات حاشیه ی شمالی ” اهر چای” کشیده می شد.
محله ی جلفالار:  این محله در حد فاصل ضلع غربی کیچیک چای تا خیابان حزب الله (من اولوم سابق) و سمت شمالی خیابان امام خمینی واقع بوده و مرکزیت آن مسجد جلفالار بوده است. در حال حاضر «مسجد جلفالار» به نام «مسجد امام رضا (ع)» معروف است. دلیل نامیده شدن این محله به” جلفالار” شغل اهالی آن بوده است. در گذشته حرفه ی اصلی ساکنان این محله «جلفاچی» بوده که به همین خاطر به «جلفالار» معروف شده بود. «جلفا» نوعی پارچه ، شبیه فاستونی بوده است که متاسفانه دیگر از این شغل و محصولات آن اثری باقی نمانده و به تاریخ پیوسته است.با این اوصاف معلوم می شود که اهری ها در گذشته دستی در صنعت بومی «پارچه بافی» داشته اند.
محله ی دباغ خانه: یکی از قدیمی ترین محله های شهر اهر می باشد. تقریباً در زمان های گذشته ، تمام اهالی این محله ، به شغل «دباغی» مشغول بوده اند. در این محله ، چندین مکان دباغی و یک بازار دباغی هم وجود داشته است ؛ که به همین خاطر این محله به «دباغ خانه » معروف شده بود. ناگفته نماند که تمام اهالی منطقه ی اهر که از «هیجده محال» تشکیل شده بود ؛ نیازهای پشم و پوست دباغی خود را در این محل رفع می کردند و یا به داد و ستد ِ آن می پرداختند . اکنون دیگر تمام بازار و کارگاه های دباغی از بین رفته است و تنها نامی از آن حرفه و محله در حافظه ی پیرمردان و پیرزنان اهری باقی مانده است.
در محله ی «دباغ خانه» ، چندین آب قنات وجود داشته است . یکی از این قنات ها به نام «آب حاج علی محمد» (حاج  المحمد) معروف بوده است. دو دلیل برای علت نام گذاری این قنات به «حاج المحمد» ذکر کرده اند: یکی آن که گویا این قنات از باغچه ی “حاج علی محمد” جریان داشته است ، فلذا بدین عنوان شهرت پیدا کرده بوده ؛ دوم آن که شاید آب آن قنات را جهت استفاده ، در اختیار مردم گذاشته بوده ؛ به همین دلیل ، قنات مزبور به نام ایشان معروف شده بوده است.
یکی دیگر از این قنات ها «نوو اوستی» بود. این آب از یک «ناو چوبی» به یک حوضچه ی سنگی جاری می شده و به خاطر این «ناو چوبی» به آب « نوو اوستی» معروف شده بوده است. «نوو» یا «ناو» وسیله ی چوبی بود که در قدیم جهت  بالا بردن ملات و یا گل به پشت بام ، مورد استفاده قرار می گرفت. آب این قنات ها برای شرب و شستشو استفاده می شد.
در محله ی «دباغ خانه» یک مسجد نیز وجود دارد که با توجه به شغل اهالی این محله و بازار موجود در آن ؛ به نام «مسجد دباغ خانه» معروف گردیده است.
موقعیت فعلی این محله ی تاریخی ، در ضلع غربی «کیچیک چای» و حد فاصل خیابان رسالت و خیابان شهید بیگلری می باشد.
محله ی مسگرخانه:  اهالی این محله به شغل مسگری مشغول بوده اند و در اینجا ، همچنین بازاری هست که به  «مسگره بازار» معروف است و از قدیم الایام محل خرید و ساخت لوازم مسی بوده است. در این محل نیز ، مسجدی به نام «مسگرخانه» همچنان وجود دارد که اکنون «مسجد شهداء» نامیده می شود.
موقعیت فعلی این محله ، مابین خیابان امام خمینی (ره) و «اوستو اؤرتولو بازار» (بازار سرپوشیده) می باشد که به بازار  نیز راه دارد.
ب) محله ی باغبانلو
این محله نیز ، از قدیمی ترین محلات اهر است. تقریباً تمام اهالی این محله به شغل باغبانی مشغول بودند.هنوز هم شغل اصلی مردم محله ی قدیمی باغبانلو ، باغبانی می باشد.
در «محله ی باغبانلو» ، محله ی قدیمی به نام «محله ی مسجد جامع» و «مسجد مقبره» بود که به نام «دیک مچید» هم مشهور است.
«قلعه قاپوسی» (دروازه ی قلعه) ، «قانلی گول» ، «گؤتور گه» ، «حاصل حیاطی» ، «مِنَه بولاغی» ، « بقعه ی شیخ شهاب الدین محمود اهری» در این محله واقع بوده اند.
مسجد جامع اهر: این مسجد  معماری خاصی دارد  که شاید به سابقه ی دیرینه ای که برای آن ذکر می کنند ؛ بر می گردد.  به روایتی ،  زمانی که در  اهر” اقلیت ارمنی” نیز سکونت داشته اند ، در  محل این مسجد ، کلیسایی بوده است ؛ بعدها که شهر دچار تغییراتی شده و یا به احتمال قوی در اثر وقوع زلزله ای از بین رفته ، کلیسا هم از نظرها پنهان می گردد. اما ،  پس از گذشت سالیان دراز ، این کلیسا  به صورت اتفاقی و یا بر اثر کاوش و کندن از دل زمین بیرون می آید و چون در اهر ، دیگر «اقلیت  ارمنی» نبوده؛  اهالی مسلمانان شهر ؛ کلیسا را به مسجد تبدیل می کنند؟.محراب” مسجد جامع اهر”  از هر طرف مشاهده می شود و از آثار باستانی اهر می باشد.
مسجد مقبره:  این مسجد نیز به دلیل واقع شدن روی تپه و مقر بلند آن در محله ، به «دیک مسجد» معروف است.
قلعه قاپوسی:   اهر با پنج قلعه جهت حفاطت شهر ، احاطه شده بود که یکی از این پنج قلعه و دروازه ی آن در این محله واقع بود و به خاطر این دروازه ، این محله به «قلعه قاپوسی» معروف شده است. محل اصلی «قلعه قاپوسی» میدان یادبود (      ) می باشد.
محله ی قانلی گول: محلی پستی است که پیرامون خیابان شیخ شهاب الدین فعلی، نرسیده به پارک و بقعه ی شیخ شهاب الدین و مجاورت اداره ی آموزش و پرورش واقع است.گویا در زمان حمله ی عثمانی ها به آذربایجان ، سربازان عثمانی زنی (و به روایتی پیر زنی) را وادار می کنند تا برایشان برقصد؟ این موضوع به غیرت اهالی بر می خورد و بین آنها درگیری رخ می دهد و از مردم عادی ، عثمانی ها آنقدر می کشند که خون تا دم اسب سربازان بالا می آید. چون این محل ، گودی بوده و خون در آن جا همچون استخر جمع شده بوده ؛ آن مکان به «قانلی گول» (استخر خون) معروف می شود.
محله ی گوتور گه: نام محله ای در نزدیکی «قانلی گول» و در گودی قرار دارد. بعد از آن که بقعه ی شیخ شهاب الدین بنا شد و یا در زمان احداث بقعه ، مقرر شده بود که آب را از روستای «چلب وردی» ، واقع در شمال –  غرب اهر ، به محل بقعه برسانند و کارگران مجبور بودند که این گودی را پر کنند. در زمان کار ، کارگران که خسته می شدند و کار به کندی پیش می رفت ؛ مأموری بوده که بر فعالیت کارگران نظارت می کرده ، سخت گیری می نمود و داد می زده که : « گؤتور گه»! یعنی:” بردار و بیا”.
از این رو ،  این محله نیز ، برگرفته از لفظ آمرانه ی آن مأمور سخت گیر آبرسانی به بقعه ی شیخ شهاب الدین ،  به «گؤتور گه» موسوم می شود.
همچنین در این محله ، حمامی قدیمی ، «خزنه حامامی»(حمام خزینه) ، وجود داشته است که از بین رفته است.
حاصل حیاطی:     نام محله ای است که  اداره ی مرکزی فعلی مخابرات اهر ،  (میدان یادبود سابق)،  در آن جا واقع است. در آن مکان “عمارت حکمرانی” شهر وجود داشته که  والی یا نماینده ی حکومت وقت در آن  مستقر می شده است و کمی پایین تر از آنجا ، محل حاصل خیز و پرآبی بوده که جهت استفاده ی والی یا نماینده ی حکومت ، میوه و سبزیجات کاشته و محصولات آن را به نماینده ی حکومت می دادند. به همین خاطر ، آن محل ، به «حاصل حیاطی» (حیاط محصولات) موسوم می گردد.
منه بولاغی : وجه تسمیه ی محله ی «منه بولاغی» (چشمه ی مینا) نیز گویا به دوره ای بر می گردد که در اهر قوم ارمنی نیز سکونت داشته اند. در آن روزگار ، در این محله دختری ارمنی به نام «مینا» بوده است که چشمه مزبور را درست کرده و شاید نیز به خاطر زیبا رویی ایشان ، این چشمه به نام وی مشهور بوده است. این چشمه در محله ی باغبانلو واقع می بوده است.
خانقاه شیخ شهاب الدین محمود اهری: در محله ی باغبانلو خانقاهی بوده که شیخ شهاب الدین محمود اهری در آن جا به عبادت مشغول می شد و پس از وفات در آنجا مدفون می شوند. ایشان از عارفان مشهور و بنام عصر خود  و از اقطاب سلسله ی صوفیه بودند. به دستور شاه عباس صفوی ، بقعه ای در آنجا ساخته می شود که دارای یک مسجد بزرگ و چندین خانقاه است .اکنون بقعه ی فوق مرمت شده و قسمتی از آن به موزه ی اهر تبدیل شده است و مزار یک امام زاده و شیخ شهاب الدین اهری نیز در آنحا قرار دارد. قدیمی ترین باغ عمومی (پارک) اهر نیز در پیرامون این میراث گرانسنگ تاریخی واقع است.
ج) محله ی ساداتلو
«محله ی ساداتلو» نیز یکی از سه محله ی قدیمی اهر است. در خصوص وجه تسمیه ی آن به موضوع معتبری برنخوردیم. شاید در تحقیقات آتی بتوانیم اطلاعات دقیق و معتبری در این خصوص جمع آوری کنیم. این محله ،  مناطق شمال غرب شهر قدیمی اهر را شامل می شود و حد غربی آن زمین های «چلب وردی» بوده  و از محلات اعیان نشین شهر بوده است. از خُرده محلات آن می توان به موارد زیر اشاره نمود:
«بوز خانا» یا محله ی یخچال  : اشتهار این محله به نام «بوز خانا» (یخچال) ،  به وجود منابع نگهداری یخ در آنجا ، مربوط می گردد. در گذشته که تجهیزات یخساز خانگی وجود نداشت ، در هر شهر –  به ویژه شهرهای آذربایجان –  تاسیاتی ایجاد کرده بودند که در زمستان جهت ایام گرم تابستان ، یخ ذخیره و نگهداری می کردند.
در محله ی «بوزخانا» که پشت سینمای متروکه ی اهر واقع است ، در زمستان اهالی آب را به شکل یخ در می آوردند و یا از محل های دیگر ، یخ به مخازن – یخچال- می آوردند و چال نموده ، نگهداری می کردند و در تابستان می فروختند. گاهی نیز در تابستان ، شبانه از کوه ، یخ می آوردند. در برخی شهرها ، هم اکنون نیز «یخچال های تاریخی» مزبور نگهداری ، حفظ و مرمت شده اند ؛ ولی در اهر ، فقط نام محله و داستانی موجز از  این حرفه ، در حافظه ها مانده است.
محله ی گوی مچید: مسجد کبود نیز در محله ی” ساداتلو” و در انتهای شمالی این محله واقع شده است. به خاطر این که،  مسجد درب ها و پنجره های کبود رنگ داشته و همیشه پرچم کبود بر  بام آن در اهتزاز بود ، به نام مسجد کبود(گوی مچید) معروف است.
بحث و گفتگو
«شهر اهر»  به عنوان یک واحد جغرافیای ِتاریخی ، دارای عمری بیش از 1500 سال است و در تواریخ قبل از اسلام ، به شواهدی بر می خوریم که دلالت بر وجود تمدن و فرهنگ مترقی در این نقطه ی جغرافیایی دارد.  اهر ، شهر عالِم خیز و فرهنگ پرور است و بایسته آن که به انحاء مختلف در خصوص تاریخ دیرپای آن ، پژوهش های علمی صورت بگیرد تا نسل فعلی ، ارتباط خود را با گذشته ی پر افتخار خویش حفظ بکند و هویت تاریخی خود را بشناسد و آن را پاس بدارد.
پژوهش حاضر با همین هدف و با رویکرد تاریخ نگاری شفاهی ، تلاش نمود به احصاء ، ثبت و ضبط عناوین و اسامی تاریخی و دیرپای محلات شهر قدیمی اهر اقدام کند و کار خود را به روال اکثر پژوهش های معتبر ،  به شکل تیمی انجام داد و ما معتقدیم که این تحقیق نه کامل است و نه جامع ؛ بلکه برداشت اولین گام از هزاران گام برداشته نشده ای است که باید به سرعت و مستمر برداشته شوند. از این رو ، هرگز ادعا نمی کنیم که کار در این عرصه تمام شده است ؛  بلکه  اذعان می کنیم که پنجره ای برای انجام پژوهش های بیشتر باز کرده ایم که هم خود و هم دیگر پژوهشگران باید آن را کامل کنند.
در خصوص وجه تسمیه ی اسامی محلات قدیمی ، به روایت های معمرین استناد نموده ایم ؛ اما با یک شرط مهم ! هر وجه تسمیه ای را  اگر همه ی معمرین تایید نمودند ؛ آن را معتبر دانسته ایم. هر چند که تلاش ما در باره ی ریشه ی تاریخی برخی اسامی ، چندان موفق نبود.  دلیل آن هم ؛  قدمت بسیار طولانی برخی از اسامی تاریخی بود  که حتی معمرین حاضر که با ما همکاری داشتند ، خود وجه تسمیه ی آنها ر ا به حدس و گمان از نیاکان خود نقل می کردند. در این جا ها ، ما از کلمه ی «گویا» استفاده نموده ایم که فرا راهی است تا ادامه ی پژوهش ها در موارد عدم قطعیت ها ، پی گرفته شود.
در بخش هایی از مصاحبه با معمرین  ، به سکونت ارمنی ها در شهر اهر ، در دوره های تاریخی گذشته ،  اشارت هایی می شد. در خصوص حضور ارمنی ها در روستاهای شهر کلیبر از جمله کیوان و منجوان ، مطالبی در کتب تاریخی آمده است ولی درباره ی سکونت ارمنی ها در خود شهر اهر، در منابع تاریخی مطلبی نیامده است. قبرستان و یا آثار تاریخی دیگری نیز از این قوم در اهر پیدا نیست . البته در سقین دل ، “سنگ نبشته های اورارتویی” کشف شده اند . ولی به طوری که می دانید؛  این قوم در دوره های تاریخی گذشته ، در شرق دریاچه ی وان ساکن بوده اند و حوزه ی تصرفات آنها تا شهر اهر و حتی سراب کشیده شده بود. اما” اورارتویی” ها ،  ارمنی نبودند و حضور تاریخی آنها در قبل از حاکمیت دوره ی ماد در آذربایجان بوده است.
در ذیل به فهرست اسامی تاریخی می پردازیم

اسامی محلات:
الف) نخجوانلو : آق مچید ، بالا مچید ،  مسجد ابواسحاق ، ندر قوجا (نعمتی کنونی) ، خیابان بهار (شهید آزادی کنونی) ، شوراکت ، دللک آباد(عادل آباد فعلی) ، محله ی حمام(حمام کوچه سی) ، شمیل آباد(شابل آباد) ، دیزه لیش (دیر زرتشت) ، جلفالار ، دباغ خانه ، مسگرخانه .
ب) باغبانلو:  محله ی مسجد جامع ، مسجد مقبره ، دیک مسجد ، قلعه قاپوسی(دروازه ی قلعه) ، قانلی گول ، گؤتور گه  ،  حاصل حیاطی  ، منه بولاغی  ، بقعه ی شیخ شهاب الدین محمود اهری .
ج) ساداتلو: یخچال (بوزخانا) ، گوی مچید(مسجد کبود) .
اسامی چشمه ها و قنات ها: سردابه ی قیرخ ایاق ، قنات پایین کاروانسرای قیزیل دیش ، آب حاج علی محمد (حاج المحمد) ، نوو اوستی ،منه بولاغی.
اسامی حمام ها: حمام آخوندی ، حمام محله ی گوتور گه ، حمام بازار سرپوشیده
اسامی بازار: اوچ دوکانلار(سه دکان ها) ، اؤستو اؤرتولو بازار(بازار سرپوشیده ) ، بازار راسته ی مسجد سفید ، مسگره بازار ، جلفاچی ، دباغ خانه ،  بازار گیروانکا(شیروانشاه). راسته سه دکانلار و راسته مسجد سفید به اضافه محله ی قلعه قاپوسی ، از مراکز دادوستد در اهر به شمار می‌رفته است.
اسامی مساجد: ابو اسحاق ، آق مچید(مسجد سفید) ، جلفالار ، دباغ خانه ، گوی مچید (مسجد کبود) ، مسجد جامع ، مسجد مقبره ، دیک مچید(مسجد بالا- مرتفع) ، مسجد مسگرخانه ، بالا(کوچک) مچید.
کاروانسرا: قیزیل دیش (دندان طلا) ، جباری
اسامی مشاغل: دباغی ، جلفاچی ، مسگری ، باغبانی ، داشقاچی

نتیجه گیری و پیشنهاد
در سال 1380 مسافرتی به کشور سوئد داشتیم. در یکی از میادین تاریخی استکهلم – پایتخت سوئد – که فضای گِرد و مدور نسبتاً بزرگی بود ؛ چشمم به نوازنده ای افتاد که در گوشه ی شرقی میدان ، در حالی که به دیوار تکیه داده ، ویلون به دست در عوالم خویش است . سرِ طاسی داشت که موهای اطراف بنا گوشش بلند شده و عینک ته استکانی گردی به چشم داشت. نزدیک تر که رفتم ؛ دیدم مجسمه ی نوازنده را خیلی طبیعی از برنز ساخته و در آن جا نصب کرده اند.
وقتی درباره ی علت چنین اقدامی پرسیدم ؛ نکته ی جالبی را یادآور شدند: محلی که مجسمه ی نوازنده نصب شده بود ؛ مکانی بوده است که این نوازنده ، سالها در آنجا ایستاده و برای  رهگذر ان ، ویلون نواخته بود. هیچ خصوصیات یا ویژگی دیگری جز نوازندگی خیابانی نداشته است . ولی سالها ، مردم استکهلم در آن میدان تاریخی،  اور ا دیده و صدای ویولونش را شنیده بودند. بعد از مرگش نیز ، شهرداری استکهلم در اقدامی ابتکاری ِفرهنگی ، مجسمه ی اورا دقیقاً در محلی نصب کرده بود که وی سال ها در آنجا برای مردم موسیقی نواخته بود. سوئدی ها و دانمارکی ها ، چنین برخوردی را با دیگر شخصیت های علمی ، ادبی ، تاریخی ، اجتماعی ، سیاسی ، هنری و …. خود داشتند. در اکثر محلاتی که می رفتیم ، به بناهای یادمان های زیادی برخورد می کردیم که جهت گرامی داشت یا پاسداشت شخصیت های خود  –  هرچند بسیار ساده و گاه در حد یک سنگ نوشته ی منصوب در گوشه ی دیوار ی و یا میدانی –  برپا کرده بودند. چنین رفتاری را با دیگر ساختارهای فرهنگی شهرهای خود داشتند و در کلیه ی شهر های خود ، مناطق قدیمی و تاریخی  را دست نخورده ، حفظ نموده بودند و حوزه های توسعه ی شهر ها را ، در محدوده ای بیرون از بافت تاریخی شهر گسترش داده بودند. محلات تاریخی و کهن شهرها را که  در ایران «کهنه شهر» گفته می شود ؛ آنها “قملستان” می گفتند و محدوده ی آنها با تابلو ، مشخص بود.
در شهرهای ما ، مناطق تاریخی را «بافت های فرسوده» نامیده اند و با اعطای تسهیلات بانکی ویران می کنند و در هیچ محلی از شهرها نیز ، عناوین تاریخی قدیمی به صورت مکتوب حفظ نمی شود ؛ بلکه به شکل شفاهی و آن هم توسط پیرمردان و پیرزنان و در گفتگوهای کمتر رایج روزانه ،  استعمال می شود. جوان ها نیز که در طی فرایند گسست نسلی و اجتماعی ، نه دغدغه ی حفظ هویت تاریخی شهر خود را دارند و نه فرصت پرداختن به این مفاهیم تاریخی – فرهنگی را پیدا می کنند. در اینجا« نقش شهرداری» ها ، «شورای شهر و روستا» و  نهاد «شورای  فرهنگ عمومی» در حفظ نشانه ها ، علائم و المان های ِهویت کهن شهری ، بیشتر مطرح می شود.
با توجه به نتایج پژوهش ، «شهر اهر»  غنی و مملو از اسامی و عناوین تاریخی است که بخش عمده ای از آنها به محلات قدیمی اطلاق می شد که این محلات در دل بافت کهن و تاریخی شهر همچنان جای حفظ و صیانت را دارند و خیلی راحت می شود ضمن پرداختن به اسامی جدید ، عناوین کهن را نیز در حدود و مرزهای تاریخی ِمحلات ، با کمترین هزینه ، از جمله ، “نصب سنگ نوشته هایی با مضمونی چون نام محله ی تاریخی مد نظر ، حدود جغرافیایی آن ، درج کروکی  و تاریخچه ی مختصر در محل های مشخص”  به حفظ تاریخ دیرپای این شهر بسیار کهن ، کمک نمود. انشاء ا…

منبع:
– سرهنگ بایبوردی ، تاریخ ارسباران ، کتابخانه ی ابن سینا،تهران ، اردبیهشت 1341 ، چاپ اول.
– آمارنامة استان‌ آذربایجان‌ شرقى‌ (۱۳۷۴ش‌)، سازمان‌ برنامه‌ و بودجة استان‌ آذربایجان‌ شرقى‌، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.
– آنندراج‌، محمد پادشاه‌، به‌ كوشش‌ محمد دبیرسیاقى‌، تهران‌، ۱۳۳۵ش‌.
–  ابن‌ حوقل‌، محمد، صورةالارض‌، لیدن‌، به‌ كوشش‌ دخویه‌، ۱۹۳۹م‌.
–  اسكندر بیك‌ منشى‌، عالم‌ آرای‌ عباسى‌، تهران‌، ۱۳۵۰ش‌.
–  ترابى‌ طباطبایى‌، جمال‌، آثار باستانى‌ آذربایجان‌، تهران‌، ۱۳۵۵ش‌.
– جعفری‌، عباس‌، رودها و رودنامة ایران‌، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌؛ هم او، كوهها و كوهنامة ایران‌، تهران‌، ۱۳۶۸ش‌.
–  جغرافیای‌ كامل‌ ایران‌، وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌، تهران‌، ۱۳۶۶ش‌.
– حدودالعالم‌، ترجمة حسین‌ شاه‌، كابل‌، ۱۳۴۲ق‌.
–  خاماچى‌، بهروز، فرهنگ‌ جغرافیایى‌ آذربایجان‌ شرقى‌، تهران‌، ۱۳۷۰ش‌.
–  زامباور، نسب‌ نامة خلفا و شهریاران‌، ترجمة محمدجواد مشكور، تهران‌، ۱۳۵۶ش‌.
– سازمان‌ تقسیمات‌ كشوری‌، وزارت‌ كشور، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.
– سرشماری‌ اجتماعى‌ – اقتصادی‌ عشایر كوچنده‌ (۱۳۶۶ش‌)، نتایج‌ تفصیلى‌، استان‌ آذربایجان‌ شرقى‌، مركز آمار ایران‌، تهران‌، ۱۳۶۹ش‌.
–  سرشماری‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسكن‌ (۱۳۷۵ش‌)، نتایج‌ تفصیلى‌، استان‌ آذربایجان‌ شرقى‌، مركز آمار ایران‌، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.
– همان‌، شهرستان‌ اهر؛ فرهنگ‌ اقتصادی‌ دهات‌ و مزارع‌، شهرستان‌ اهر، جهاد سازندگى‌، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
–  فرهنگ‌ جغرافیایى‌ آبادیهای‌ كشور (اهر)، سازمان‌ جغرافیایى‌ نیروهای‌ مسلح‌، تهران‌، ۱۳۷۶ش‌.
– فرهنگ‌ جغرافیایى‌ ایران‌ (آبادیها)، استان‌ ۳ و ۴، دایرة جغرافیایى‌ ستاد ارتش‌، تهران‌، ۱۳۳۰ش‌.
–  قوزانلو، جمیل‌، جنگ‌ ده‌ سالة ایران‌ باروس‌، تهران‌، ۱۳۱۵ش‌.
–  مرگان‌، ژاك‌، ایران‌، مطالعات‌ جغرافیایى‌، ترجمة كاظم‌ ودیعى‌، تبریز، ۱۳۳۸ش‌.
– مشكور، محمدجواد، تاریخ‌ اورارتو و سنگ‌ نبشته‌های‌ اورارتى‌ در آذربایجان‌، تهران‌، ۱۳۴۵ش‌.
–  نفیسى‌، سعید، تاریخ‌ اجتماعى‌ و سیاسى‌ ایران‌ در دورة معاصر، تهران‌، ۱۳۶۱ش‌.
–  هدایت‌، رضاقلى‌، فرهنگ‌ انجمن‌ آرای‌ ناصری‌، تهران‌، ۱۳۳۸ش‌. مژگان‌ نظامى‌.

ارسال مطلب توسط: دکتر هوشنگ عطاپور

درباره ی کاربر وبسایت

این مطلب توسط کاربران سایت ارسال شده است. شما نیز از لینک زیر می توانید مطالب خود را در سایت اهرری انتشار دهید. www.aharri.ir/?p=2135

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برای درج شکلک روی آن کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette

قالب وردپرس
Optimization WordPress Plugins & Solutions by W3 EDGE